{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـــے نویســم زیرسقف آسمان

مـــے نویســم زیرسقف آسمان
قطعــه اے از لحظه هاے چشـم تــــو
روے دیوار اتاقم مـــے کشم
نقشــه اے از جغرافیاے چشم تــو
مشق هاےکودکےرا
تاسحرمے نــویسم پابه پاے چشم تو
چهـــره هاے گندمــے را ریختــم
زیر چــرخ آسیاے چشــــم تـــو
قــرن هــا گفتنــد
و پـــایــانـــے نــداشت
قصــه ےبـــے انتهـــاےچشـــم تـــو...!!
دیدگاه ها (۵)

خوب مــــــــــن!باهـــــم بودن آدمهانه به نزدیڪے"تـــــن"ها...

تڪیہڪَاه ڪلمہ بزرڪَیستپر از عشقپر از مهربانےپر از ڪَرماے نفس...

جاده رامےبینے؛مجازیست...اماوجود داردناهمواروکمےسربالایے....ن...

یواشکےدلتنگےےهایم...باکدام قایق روانه ے...ساحل دلت کنم؛که بف...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

از دلِ روزهایی که نفس در سینه‌ام به تنگ آمده، هنوز گاهی به ت...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط