یک نفر هست... ☆☆تاله گیان☆☆
یک نفر هست... ☆☆تاله گیان☆☆
مهربانم، ای خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد
و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است...
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که دنیایش را،
همه هستی و رویایش را، به شکوفایی احساس تو،
پیوند زده
ودلش می خواهد، زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی
و دلت همواره، محو شادی وتبسم باشد...
مهربانم ، ای خوب!
یک نفر هست که با تو
تک و تنها، با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانم، این بار، یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که با تو و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را، از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی...
مهربانم، ای خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد
و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است...
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که دنیایش را،
همه هستی و رویایش را، به شکوفایی احساس تو،
پیوند زده
ودلش می خواهد، زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی
و دلت همواره، محو شادی وتبسم باشد...
مهربانم ، ای خوب!
یک نفر هست که با تو
تک و تنها، با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانم، این بار، یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که با تو و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را، از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی...
- ۲.۳k
- ۲۸ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط