{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی خود منتظرت هستم و

بی خود منتظرت هستم و
هربار
که صدای به هم خوردن در را می شنوم
از جا می پرم
بی خود دلم را خوش کرده ام
به پیراهنی مانده روی بند
تو ناگهان رفتی و
بادها
هر روز هم که بیایند
چیزهایی که برده اند را
هرگز برنمی گردانند.

#پریسا_صالحی
#ایرانگردی
#مسحد
#معماری_اسلامی
دیدگاه ها (۶)

‍ ﺑﯿﮓ ﻣﺤﻤﺪ : ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩی ﺳﺘﺎﺭ؟ﺳﺘﺎﺭ : ﻋﺎﺷﻖ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﯾﺪمﺑﯿﮓ ...

‍ بارانمیراث خانوادگی ما بود!کوچک که بودماز سقف خانه ی ما می...

آدم های خیالباف همیشه حال شان خوب است.با کسی که دوستش دارند،...

‏دیگه نمی خوام به چیزایی که ندارم فکر کنممثل نداشتن تومی خوا...

پارت ۵: ملاقات در بارانصدای قدم‌ها دوباره از طبقه بالا آمد.ا...

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾𝓁𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1𝒫𝒶𝓇𝓉:21هیچ‌کس چیزی نگفت.حتی بارون ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط