{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتا که بیاموز به من شعر بگویم

گفتا که بیاموز به من شعر بگویم
تا باز شود چون تو از این بغض، گلویم

گفتم که تو استاد منی، مسخره ام کرد
انگار نفهمیده که من شاعر از اویم!!
دیدگاه ها (۱)

در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیستگاه یک دنیافقط با یک نف...

تنهاییطعمِ خاک می دهدخاکی که از غبار رفتنبر دهانت می نشیندتن...

حیف نیست بهار؛از سر اتفاق بغلتد در دستمآن وقت تو نباشی!؟

با چای تو باشدسر صبحی چه شود ، عشق.....!آغوشِ تو وگرمیِ یک ج...

عاشقانه های شبنم بیاد بابا محمدم

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

شعرهای کوتاه در سه‌کتاب شعر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط