{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌

‌‌‌
می روم از چشمهای هیزِ مردم گم شوم

لابِلای ساقه های خیسِ گندم گم شوم

می روم از شهرتان تا در خیابانی شلوغ

سر بپیچانم .. و بی حق تقدُم گم شوم
دیدگاه ها (۱)

کاش می دیدی چگونه درمیان چشم تو زورق عشقم چنان آسوده خاطر می...

عشق یعنی مَنڪہ درمانم توییعشق یعنی راحتِ جــانم توییعشق یعن...

چـه گـویـم تـا ادایـت ڪرده بـاشـمسـروجـان را فـدایـت ڪرده بـ...

کاش غمهایِ دلت...باز، به من میدادی...ذرّه ای سوز، از این ساز...

32

چقدر سکوتت آشناست..ما در کدامین تنهایی باهم بوده‌ایم؟!#دلانه...

زندگی دوباره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط