یک روز از پس یک اتفاق بزرگ میشوی

یک #روز از پسِ یک اتفاق؛ بزرگ میشوی
روز اول حالت سنگین میشود
گیج میشوی
هر لحظه گمان میکنی #دنیا خراب میشود
وسط سرت و تمام!
روز دوم #چشمهایت تب میکند؛ میسوزد
ولی حالت دیگر به سنگینی دیروز نیست
روز سوم
امان از روز سوم که وقتی به نیمه میرسد
.
#خودت را برمیداری
میروی گوشه ای
و میباری و میباری و میباری
به حال تمام خوش باوری هایت
به حال تمام #رویاهایت
به حال خواستن هایی که خواسته نشد
حرف هایی که گفته نشد
و #دلی که دیده نشد
میباری و میباری و میباری
.
و بعد تمام!
از پسِ تمام #اشک هایت
بزرگ میشوی
گفته بودم
گاهی اتفاق ها درست می افتد
وسط خوش باوری هایت.
گاهی #خدا آنقدر دلش به حالِ
باورهای ساده ی ما میسوزد
که زمین میزند ما را با همان باورها
و بعد کنارمان می ایستد
دستش را دراز میکند
و ما را از دوباره شروع میکند
با یک زخم
که یادمان باشد
گاهی سادگی
درماندگی می آورد... #عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۸)

عاشقم بمون همیشهباورم همیشگی شهفرق بود و نبودتفرق مرگ و زندگ...

ڪَاهی نہ #آشنا دردت را میفهمدنہ حتی صمیمی تریڹ #دوستڪَاهی با...

*فهمید ، به لـــَـب *آتشِ پنهان دارم*با بوســه ی...

#دلتنگت که میشوم#چتر خیالت را بر میدارموراهی #جاده های #بارا...

دیوارهای سنگی چراغ های پرنور راهروهای شلوغ و شمع های روشنی ک...

در نیمه های شب پارت ششم (ادامه)

💔 *باهمسرم تا همیشه*🌹🌹*قابل توجه متاهلین عزیز جالبه حتماتاآخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط