part ۹

part ۹

تهیونگ رفت منم رفتم سرکارم ساعت های ۷بود کارم تموم شد لباسمو عوض کردم و از کافه خارج شدم و راهی خونه شدم بعد چندین رسیدم خونه در و باز کردم و وارد خونه شدم رفتم آشپز خونه در یخچال رو باز کردم به نودل برداشتم آماده کردم خوردم به ساعت نگاه کردم 7:35 بود رفتم به اتاقم اول رفتم حموم تا خستگیم رفع شه بعد چندین از حموم اومدم لباس تنم کردم نشستم جلوی میز شروع کردم به آرایش بعد تموم کردن آرایشم لباس های که قرار بود بپوشمو با لباس های راحتی عوض کردم موهامو هم باز گذاشتم دیگه آماده شده بودم کیف و گوشیمو برداشتم از اتاق خارج شدم رفتم تو حال روی کاناپه نشستم تهیونگ زنگ زد جواب دادم.
_عشقم بیا بیرون
+چشم شوعری
_جان؟؟
+بله دیگه بهت میگم شوعری
_قربون شوعر گفتنت بشم
+خدا نکنه شوعرم
_تو بیا ماشین بهت میگم شوعری چیست
+اوک اومدم
_منتظرم
از خونه زدم بیرون دیدم بله با ماشین مدل بالاش وایساده جلوی در شیشه رو داد پایین.
_بپر ببین شوعرت چه بلای سرت میاره
+آقا مزاحم نشین شوهر دارم
_بیب بیا بشین
من رفتم جلو اون اومد من رفتم اون اومد
_خانوم بیا بشین
+آقا شوهر دارم مزاحم نشو اگه شوهرم ببینتون زندت نمیزاره
_جوننننننن
+آیییییی شوعری
_بیا بشین
+چشم
رفتم نشستم
_شوعری؟؟؟
+آره
_قربونت بشم
+بیا
_چشم


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۸)

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4«ویو ا.ت»کلیدو انداختم و وارد خونه شدم.لباسمو با ی...

اجبار به بدبختی پارت ۶

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:2ویو «سلین»از پله ها اومدم پایین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط