part
part ۱۰
رفتم نشستم تو ماشین راه افتادیم به سمت رستوران تو راه هیچ حرفی نزدیم تا اینکه من سکوتی رو شکستم.
+کی ازدواج میکنیم؟؟
_هروقت بانو بگه
+اوممممممم هفته آخر خوبه
_بیب چرا میخوای زود ازدواج کنیم
+یعنی نمیخوای ازدواج کنیم
_چرا از خدامه
+خب پس چرا اینطوری میگی
_باش ببشید
+نه نمیبخشم
_ببخشید دیگه
+بزار فکر کنم . باش چون کیوتی بخشیدمت
_جان؟؟ دوباره تکرار کن
+ه... هیچی
_قربون کیوت گفتنت بشم من
+اعصبانی نشدی
_نه
+هپی هپی
_کیوت
+خودتی
_بهت نشون میدم کیوت کی هست جوجو
+عه
_آره
+چهار چشمی منتظرم
_اوووووو
بعد چندین رسیدیم رستوران پیاده شدیم تهیونگ دستمو گرفت رفتیم داخل یه میزی پیدا کردیم که دور برش خلوت باشه رفتیم تا بشینیم تهیونگ صندلی رو برام عقب کشید.
+مرسی شوهری
_تشکر بانو
تهیونگ خودش هم نشست گارسون اومد سفارش دادیم و منتظر موندیم تا بیارن.
+راستی شوهری شماره دوستتو ندادی
_ای ببخشید یادم رفت
+هوم الان بگو
_اوک.****
+مرسی
_تشکر
گارسون غذا هارو اورد شروع کردیم به خوردن در حال خوردن بودیم که یهو آهنگ پخش شد. تهیونگ از رو صندلی بلند شد اومد طرف من.
_افتخار رقص میدی
+چرا که نه
بلند شدم و با تهیونگ رفتیم که رقص کنیم وسط های رقص بودیم که یهو...
ادامه دارد....
رفتم نشستم تو ماشین راه افتادیم به سمت رستوران تو راه هیچ حرفی نزدیم تا اینکه من سکوتی رو شکستم.
+کی ازدواج میکنیم؟؟
_هروقت بانو بگه
+اوممممممم هفته آخر خوبه
_بیب چرا میخوای زود ازدواج کنیم
+یعنی نمیخوای ازدواج کنیم
_چرا از خدامه
+خب پس چرا اینطوری میگی
_باش ببشید
+نه نمیبخشم
_ببخشید دیگه
+بزار فکر کنم . باش چون کیوتی بخشیدمت
_جان؟؟ دوباره تکرار کن
+ه... هیچی
_قربون کیوت گفتنت بشم من
+اعصبانی نشدی
_نه
+هپی هپی
_کیوت
+خودتی
_بهت نشون میدم کیوت کی هست جوجو
+عه
_آره
+چهار چشمی منتظرم
_اوووووو
بعد چندین رسیدیم رستوران پیاده شدیم تهیونگ دستمو گرفت رفتیم داخل یه میزی پیدا کردیم که دور برش خلوت باشه رفتیم تا بشینیم تهیونگ صندلی رو برام عقب کشید.
+مرسی شوهری
_تشکر بانو
تهیونگ خودش هم نشست گارسون اومد سفارش دادیم و منتظر موندیم تا بیارن.
+راستی شوهری شماره دوستتو ندادی
_ای ببخشید یادم رفت
+هوم الان بگو
_اوک.****
+مرسی
_تشکر
گارسون غذا هارو اورد شروع کردیم به خوردن در حال خوردن بودیم که یهو آهنگ پخش شد. تهیونگ از رو صندلی بلند شد اومد طرف من.
_افتخار رقص میدی
+چرا که نه
بلند شدم و با تهیونگ رفتیم که رقص کنیم وسط های رقص بودیم که یهو...
ادامه دارد....
- ۵.۱k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط