{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انقدر خندیدم ک از گوشه چشمم اشک اومد به تیشرت تو دستم ن

انقدر خندیدم ک از گوشه چشمم اشک اومد . به تیشرت تو دستم نگا کرد و پرسید اون چیه دستت!چشام پر اشک شد گفتم داره میره دکتر !! بوش داره از روی لباسش میره!
دیدگاه ها (۱)

منو سازمو شبا تنھایۍ . . !-

.. ...😑

سخت به دست بیاید تا ساده از دست نرید..!" #هاردین #تسا #افتر

بدون شرح....😑

سریار دکتر رومانتیکقسمت اول: ــ دکتر یون عجله کنید یه بیمار ...

پارت سیو هشتمحواسش بم بود و دید که خیلی ترسیدم سرعتش و کم کر...

چند پارتی دخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط