رمان جدید
🟥رمان جدید🟥
[برادر ناتنی]
خلاصه: یکی از بزرگ ترین افراد باند مافیا آقای لایپیکو عه . آقای لایپیکو با یک زن خصیص ازدواج میکنه بعد چند سال زن آقای لایپیکو باردار میشه و یک پسر به دنیا میاره .آقای لایپیکو اسم پسرش رو میزاره=الکس
خانواده سه نفره آقای لایپیکو به روال عادی زندگی میکردن که زن آقای لایپیکو بهش خیانت میکنه و ولشون میکنه و میره با پول های آقای لایپیکو عشق و حال
می مونه آقای لایپیکو و پسرش . آقای لایپیکو پسرش رو تو ناز و نعمت بزرگ میکنه .
بعد چند سال آقای لایپیکو تصمیم میگیره دوباره ازدواج کنه .
آقای لایپیکو با زنی خوشگل و مهربونی ازدواج میکنه که خدمتکار اون عمارت بود. بعد چند سال زن آقای لایپیکو یک دختر باردار میشه و آقای لایپیکو اجازه میده که اسم دخترشون رو زنش انتخاب کنه .
اسم دخترشون میشه=لینا
ولی خانم اورا (زن آقای لایپیکو) مریضی میگیره و مجبور میشه بره چین و عمل بشه که یه باند مافیایی به بیمارستان حمله میکنن و خانم اورا رو به قتل میرسونن ولی هنوز خانم اورا دختر کوچولوش تو شکمش زنده بود .
یه پرستار که قایم شده بود بعد رفتن افراد مافیایی میره سمت خانم اورا و متوجه میشه که ایشون باردارن و بچه هنوز زندس .
پرستار تصمیم میگیره که بچه رو نگه داره تا پدرش رو پیدا کنه و بچه رو تحویل بده .
پرستار بعد چندین ساعت تلاش تونست دختر کوچولو خانم اورا رو به دنیا بیاره .
نیهان(پرستار)دختر رو لای یه لباس میزاره و اونو بغل میکنه و با تموم وجود میدوعه سمت خونش .
بعد چند سال خانم نیهان متوجه میشه که دختری که بزرگ کرده دختر یکی از بزرگ ترین مافیا های کره س . اون تصمیم میگیره که با آقای لایپیکو تماس بگیره و همه چی رو توضیح بده .
نیهان تماس میگیره و همه چی رو توضیح میده آقای لایپیکو با خوشحالی میگه که یه بلیت هواپیما از چین به کره رزرو میکنه که لینا برگرده کره .
لینا از بچگی میدونست که مادرش به دست یه باند مافیایی کشته شده و بعد اینکه متوجه شد نبهان پدرش رو پیدا کرده خوشحال شد و رفت سراغ جمع کردن وسایل ش ...
الکس: ۲۲ساله . خشن . بی اعصاب . کراش
لینا :۱۹ ساله . مهربون . خوشگل . بیماری ناتوانی کنترل خشم داره
#رمان #فیک #سناریو #کراش #مافیا #موتور #ماشین #کره #چین #دختر #پسر #خواهر #برادر #ناتنی #خوشگل #جونکوک #هیونجین #الکس #تهیونگ #فلیکس #فیلیکس #روبیکا #کتاب #دارک
[برادر ناتنی]
خلاصه: یکی از بزرگ ترین افراد باند مافیا آقای لایپیکو عه . آقای لایپیکو با یک زن خصیص ازدواج میکنه بعد چند سال زن آقای لایپیکو باردار میشه و یک پسر به دنیا میاره .آقای لایپیکو اسم پسرش رو میزاره=الکس
خانواده سه نفره آقای لایپیکو به روال عادی زندگی میکردن که زن آقای لایپیکو بهش خیانت میکنه و ولشون میکنه و میره با پول های آقای لایپیکو عشق و حال
می مونه آقای لایپیکو و پسرش . آقای لایپیکو پسرش رو تو ناز و نعمت بزرگ میکنه .
بعد چند سال آقای لایپیکو تصمیم میگیره دوباره ازدواج کنه .
آقای لایپیکو با زنی خوشگل و مهربونی ازدواج میکنه که خدمتکار اون عمارت بود. بعد چند سال زن آقای لایپیکو یک دختر باردار میشه و آقای لایپیکو اجازه میده که اسم دخترشون رو زنش انتخاب کنه .
اسم دخترشون میشه=لینا
ولی خانم اورا (زن آقای لایپیکو) مریضی میگیره و مجبور میشه بره چین و عمل بشه که یه باند مافیایی به بیمارستان حمله میکنن و خانم اورا رو به قتل میرسونن ولی هنوز خانم اورا دختر کوچولوش تو شکمش زنده بود .
یه پرستار که قایم شده بود بعد رفتن افراد مافیایی میره سمت خانم اورا و متوجه میشه که ایشون باردارن و بچه هنوز زندس .
پرستار تصمیم میگیره که بچه رو نگه داره تا پدرش رو پیدا کنه و بچه رو تحویل بده .
پرستار بعد چندین ساعت تلاش تونست دختر کوچولو خانم اورا رو به دنیا بیاره .
نیهان(پرستار)دختر رو لای یه لباس میزاره و اونو بغل میکنه و با تموم وجود میدوعه سمت خونش .
بعد چند سال خانم نیهان متوجه میشه که دختری که بزرگ کرده دختر یکی از بزرگ ترین مافیا های کره س . اون تصمیم میگیره که با آقای لایپیکو تماس بگیره و همه چی رو توضیح بده .
نیهان تماس میگیره و همه چی رو توضیح میده آقای لایپیکو با خوشحالی میگه که یه بلیت هواپیما از چین به کره رزرو میکنه که لینا برگرده کره .
لینا از بچگی میدونست که مادرش به دست یه باند مافیایی کشته شده و بعد اینکه متوجه شد نبهان پدرش رو پیدا کرده خوشحال شد و رفت سراغ جمع کردن وسایل ش ...
الکس: ۲۲ساله . خشن . بی اعصاب . کراش
لینا :۱۹ ساله . مهربون . خوشگل . بیماری ناتوانی کنترل خشم داره
#رمان #فیک #سناریو #کراش #مافیا #موتور #ماشین #کره #چین #دختر #پسر #خواهر #برادر #ناتنی #خوشگل #جونکوک #هیونجین #الکس #تهیونگ #فلیکس #فیلیکس #روبیکا #کتاب #دارک
- ۸۱
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط