#وانـــشـــات☄
#وانـــشـــات☄
#یک_آوریل❄ ️🌨
(کیم جونگین)
کلافه بودی
هیچ کدوم از کاراتو متوجه نمیشدی
از اضطراب مدام پاهاتو به زمین میکوبیدی
این صندلی داشت اذیتت میکرد
گوشی توی دستات عرق کرده بود
صفحه گوشیتو روشن کردی و به عکس کاپلی که گرفته بودین زل زدی
+چطور میتونه انقدر با من بد باشه؟!
بغض داشت خفت میکرد
تنها پیامی که داده بود توی یک جمله خلاصه میشد
((بیا تمومش کنیم))
اخه مگه میشه ادم زندگیشو تموم کنه؟!
گوشه چشمت خیس شد
سریع با انگشتات پاکش کردی
نه الان حق گریه کردنو نداشتی باید ازش یه دلیل منطقی میخواستی
با صدای در کافه سرتو بالا اوردیو پسری سرتا پا مشکی پوشو دیدی
خیلی راحت از فرم چشماش پشت اون نقاب لعنتی میتونستی تشخیص بدی اون کیه
تورو بین مشتریا پیدا کرد
صندلی جلوتو عقب کشیدو بی احساسو سرد نشست
دستاشو روی میز به هم قفل کردو چشماشو اروم بهت انداخت
-با اینکه مکالمه الانمون کاملا بی فایدست و هرلحظه ممکنه شناخته شم اما خواستم حرفاتو بزنی
دستات از شدت ناراحتی و بغض میلرزید
یعنی چی؟اینا یعنی چی؟
نفس عمیقو طولانی کشیدی
+یااا کیم جونگینا تو فکر کردی کی هستی؟ اون اکسوالایی که میگی یادت رفته یکیشون منم!؟از این نظرم بخواییم ببینیم تو حق نداری با من اینکارو کنی
کای همزمان با اینکه نقابشو پایین داد نیشخندی بهت زدو روشو ازت گرفت
لباشو بهم فشار دادو برگشت طرفت
-تو قبل از اینکه دوست دختر من باشی یه اکسوالی و الان تو کدومی؟تو الان به عنوان دوست دختر کیم کای اینجایی یا یه اکسوال؟
بی حرکت به چشماش زل زدی
نفسات اروم شد
فقط به لبخندش نگاه میکردی
میتونستی کل عمرتو بزاریو به همین نیشخندی که برات از صدتا خنجر بدتر بود زل بزنی
چطور میشه انقدر یک نفر رو دوست داشت
دستاتو اروم روی میز گذاشتیو دستاشو بین دستات گرفتی
گرمای دستاش و حس لمسشون
دیگه اجازه نداد اشکات پشت حصار بمونن
چرا میخواست این حسو ازت بگیره
این اغوشو.... این دستو....
کامل براندازش کردی
چقدر توی این سویشرت مشکی جذابتر شده بود
کای با اخم کمرنگی فقط بهت نگاه میکرد
سعی کردی با وجود فشاری که روی قلبته حرفتو بزنی
+اوپا.......من.....نمیدونم چرا برات خسته کننده شدم.....من.....فقط....میدونم که.....نمیتونم......همینجا قسم میخورم که....بی تو نمیتونم به زندگیم ادامه بدم
سرتو پایین انداختیو دستاشو بغل گرفتی
وقتی اشکات روی دستهای کای ریخت
تکونی خوردو با تعجب سعی کرد سرتو بالابگیره
با گریه صورتتو به دستاش چسبونده بودیو لباتو روشون میذاشتی اروم و طولانی میبوسیدی
مگه میشه دیگه این گرمارو حس نکرد
نفس برای گریه کم اوردی که برای یه لحظه حس کردی تو اغوش یه نفری
دستاش دور کمرت حلقه شده بودو توی بغلش فشارت میداد
بوی عطر شکلاتیشو خیلی زود ارومت کرد
ناخوداگاه لبخند زدی
دستای کای روی کمرت کشیده شدو از بغلش جدات کرد سرشو یکم پایین گرفتو صورتتو قاب گرفت
-چرا یکم جنبه نداری؟تو که میدونی من عاشق شیطنت با توام چرا انقد زود گول میخوری؟
لبخند مهربونی زدو سرتو پایین گرفت
لب هاشو روی پیشونیت گذاشتو فشار داد
یه بوسه طولانی
دلت میخواست زمان بایسته...
کای صندلیتو درست کردو تورو روش نشوند
جلوی پات نشستو از پایین با لبخند بهت نگاه میکرد
-چقدر باید احمق باشم که بخوام تورو ول کنم ....
سرشو پایین انداختو سعی کرد خندشو کنترل کنه
خودشو کج گرفتو از جیب پشت شلوارش یه زنجیر دراوردو رو به روت گرفت
-یک اوریل مبارک
دستاتو جلوی دهنت گرفتیو با عشق بهش چشم دوختی
+روز دروغ مبارک عشق دروغگوی من**
کای روی پاهاش بلندشدو به سمت لبات حرکت کرد اما با صدای در متوجه محیط شدو عقب کشید
سریع ماسکشو روی صورتش زدو اروم سرجاش نشست
بلند زدی زیر خنده و به پسره سکسی و کیوت رو ب روت که مواظب بود کسی نشناستش نگاه کردی
بااینکه باید عصبی باشی اما ....
اون هرکس نیست....اون نتیجه عشقی چندین سالست....
#یک_آوریل❄ ️🌨
(کیم جونگین)
کلافه بودی
هیچ کدوم از کاراتو متوجه نمیشدی
از اضطراب مدام پاهاتو به زمین میکوبیدی
این صندلی داشت اذیتت میکرد
گوشی توی دستات عرق کرده بود
صفحه گوشیتو روشن کردی و به عکس کاپلی که گرفته بودین زل زدی
+چطور میتونه انقدر با من بد باشه؟!
بغض داشت خفت میکرد
تنها پیامی که داده بود توی یک جمله خلاصه میشد
((بیا تمومش کنیم))
اخه مگه میشه ادم زندگیشو تموم کنه؟!
گوشه چشمت خیس شد
سریع با انگشتات پاکش کردی
نه الان حق گریه کردنو نداشتی باید ازش یه دلیل منطقی میخواستی
با صدای در کافه سرتو بالا اوردیو پسری سرتا پا مشکی پوشو دیدی
خیلی راحت از فرم چشماش پشت اون نقاب لعنتی میتونستی تشخیص بدی اون کیه
تورو بین مشتریا پیدا کرد
صندلی جلوتو عقب کشیدو بی احساسو سرد نشست
دستاشو روی میز به هم قفل کردو چشماشو اروم بهت انداخت
-با اینکه مکالمه الانمون کاملا بی فایدست و هرلحظه ممکنه شناخته شم اما خواستم حرفاتو بزنی
دستات از شدت ناراحتی و بغض میلرزید
یعنی چی؟اینا یعنی چی؟
نفس عمیقو طولانی کشیدی
+یااا کیم جونگینا تو فکر کردی کی هستی؟ اون اکسوالایی که میگی یادت رفته یکیشون منم!؟از این نظرم بخواییم ببینیم تو حق نداری با من اینکارو کنی
کای همزمان با اینکه نقابشو پایین داد نیشخندی بهت زدو روشو ازت گرفت
لباشو بهم فشار دادو برگشت طرفت
-تو قبل از اینکه دوست دختر من باشی یه اکسوالی و الان تو کدومی؟تو الان به عنوان دوست دختر کیم کای اینجایی یا یه اکسوال؟
بی حرکت به چشماش زل زدی
نفسات اروم شد
فقط به لبخندش نگاه میکردی
میتونستی کل عمرتو بزاریو به همین نیشخندی که برات از صدتا خنجر بدتر بود زل بزنی
چطور میشه انقدر یک نفر رو دوست داشت
دستاتو اروم روی میز گذاشتیو دستاشو بین دستات گرفتی
گرمای دستاش و حس لمسشون
دیگه اجازه نداد اشکات پشت حصار بمونن
چرا میخواست این حسو ازت بگیره
این اغوشو.... این دستو....
کامل براندازش کردی
چقدر توی این سویشرت مشکی جذابتر شده بود
کای با اخم کمرنگی فقط بهت نگاه میکرد
سعی کردی با وجود فشاری که روی قلبته حرفتو بزنی
+اوپا.......من.....نمیدونم چرا برات خسته کننده شدم.....من.....فقط....میدونم که.....نمیتونم......همینجا قسم میخورم که....بی تو نمیتونم به زندگیم ادامه بدم
سرتو پایین انداختیو دستاشو بغل گرفتی
وقتی اشکات روی دستهای کای ریخت
تکونی خوردو با تعجب سعی کرد سرتو بالابگیره
با گریه صورتتو به دستاش چسبونده بودیو لباتو روشون میذاشتی اروم و طولانی میبوسیدی
مگه میشه دیگه این گرمارو حس نکرد
نفس برای گریه کم اوردی که برای یه لحظه حس کردی تو اغوش یه نفری
دستاش دور کمرت حلقه شده بودو توی بغلش فشارت میداد
بوی عطر شکلاتیشو خیلی زود ارومت کرد
ناخوداگاه لبخند زدی
دستای کای روی کمرت کشیده شدو از بغلش جدات کرد سرشو یکم پایین گرفتو صورتتو قاب گرفت
-چرا یکم جنبه نداری؟تو که میدونی من عاشق شیطنت با توام چرا انقد زود گول میخوری؟
لبخند مهربونی زدو سرتو پایین گرفت
لب هاشو روی پیشونیت گذاشتو فشار داد
یه بوسه طولانی
دلت میخواست زمان بایسته...
کای صندلیتو درست کردو تورو روش نشوند
جلوی پات نشستو از پایین با لبخند بهت نگاه میکرد
-چقدر باید احمق باشم که بخوام تورو ول کنم ....
سرشو پایین انداختو سعی کرد خندشو کنترل کنه
خودشو کج گرفتو از جیب پشت شلوارش یه زنجیر دراوردو رو به روت گرفت
-یک اوریل مبارک
دستاتو جلوی دهنت گرفتیو با عشق بهش چشم دوختی
+روز دروغ مبارک عشق دروغگوی من**
کای روی پاهاش بلندشدو به سمت لبات حرکت کرد اما با صدای در متوجه محیط شدو عقب کشید
سریع ماسکشو روی صورتش زدو اروم سرجاش نشست
بلند زدی زیر خنده و به پسره سکسی و کیوت رو ب روت که مواظب بود کسی نشناستش نگاه کردی
بااینکه باید عصبی باشی اما ....
اون هرکس نیست....اون نتیجه عشقی چندین سالست....
- ۲۴.۵k
- ۲۹ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط