{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها ؟

ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها ؟

 زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا

 زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم

 زان سوی او چندان نعم زین سو ی تو چندین خطا

 زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد

 زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا

 چندین کشش از بهر چه تا در رسی در اولیا

 از بد پشیمان می شوی الله گویان می شوی

 آن دم تو را او می کشد تا وارهاند مر تو را

 از جرم ترسان می شوی و ز چاره پرسان می شوی

 آن لحظه ترساننده را با خود نمی بینی چرا ؟

 این سو کشان سوی خوشان و آن سوکشان با نا خوشان

 یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گردابها

 چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان

 گز گنبد هفت آسما ن در گوش تو آید صدا

 مولوی رومی
دیدگاه ها (۲)

قلمت را برداربنویس از همه خوبیهازندگی،عشق،امیدو هر آن چیز که...

چاره سیز خسته لرین ، دردینه درمان آنادیدفتر عشق و وفا ، مشقی...

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است ، رفتن ر...

و کسی می گوید سر خود بالا کن ،به بلندا بنگر. به بلندای عظیم ...

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده‌ام به بد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط