{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم

خواب دیدم
ما را بریدند
و به کارخانه چوب‏بری بردند
آن که عاشق بود
پنجره شد
آن که بی‏رحم
چوبه‌ دار
از من اما دری ساختند
برای گذشتن

"پل آلوار" شاعر فرانسوی
دیدگاه ها (۱۷)

دلبری دارم که نامشساغر دردانه استخانه اش گلخانه جایشگوشه میخ...

بیاحالم را تکان بده...خیلی وقت است خوشحالیم ته نشین شده است....

دستت را می گیرمو جهان در دست من استوقتی به هر یک از انگشت ها...

از تو چه پنهان !دچار لعنتی ترین حسِ ممکنِدنیا شده ام؛چیزی بی...

پارت ۳۳

جین ویو:(تایم جامپ به بیمارستان)آ.ت رو بردن برای سونوگرافی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط