{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری است که مشت بر درم می کوبند

عمری است که مشت بر درم می کوبند
پا بر سر و روی باورم می کوبند
مشتی کلمه مدام از شب تا صبح
انگار که میخ در سرم می کوبند

صفربیگے
دیدگاه ها (۱)

لبـــــــــــریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب ...

ahvaale dele man ke dg sozheye rooze mibandi cheshatoo k del...

کم زندگی مرا نمایش بدهیدتابوت، برای من سفارش بدهیدباید بروم ...

امروز بیا چکامه ات را بنویسبا دست خودت ادامه ات را بنویسحالا...

تفاهم نامه، به خودت بیا!سرِ پنج سانت کفش، گلِ ایران به مصر ن...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

روزها دیگر نمی‌گذرند؛ تکرار می‌شوند. شبیه به قطره‌های یکنواخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط