{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یـک جـرعــه از آغــوشت

یـک جـرعــه از آغــوشت
مــرا کافــی اســت

تــا حــریصــانه بهــشت زمــینیم را
وجــب کـــنم؛

اســــفند را

در چــهارشـنبه سـوری چشمـانت
به آتــش میــکشم

و بــه انــتظار

تحــویل بوســه هــایت
چــشم بــراه فــروردین میـــمانم...
دیدگاه ها (۵)

بیا اخرین شاهکارت راببین...مجسمه ای ساختی با چشمان باز...خیر...

غزل آواز داری، من ندارمپر پرواز داری، من ندارمکلاغ حافظیه! خ...

وقتــــی که بــــودی نــــیازی به راه دور نبــــود...امــــا...

چشمت شراب بود و نگاهت شراب ترچشمت خراب کرد و نگاهت خراب تربی...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

میبخشی پارت ۴

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط