{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

dangers love pt

dangers love (pt 5)
دید که چند تا مرد بیریخت بالای سر تهیونگ نشستن،ولی نه به صورت خیلی عادی!
مردی که بالای سر تهیونگ بود از بالای سر تهیونگ دستاش رو گرفته بود و دوتا مرد بغلی هم درحال عکس و فیلم گرفتن،مرد پایین توی پاهای تهیونگ بود و درحال درآوردن شلوارش بود.
مرد ها تهیونگ رو مجبور کرده بودن که لباسش رو توی دهنش نگه داره.
_لطفا ولم کنید،نه!توروخدا،هر کاری بگید میکنم!!!
یهو جونگکوک از لای در دراومد و با ورودی برگ ریزون وارد خونه شد.
+هی شما عوضی ها دست از سرش بردارید و عکس و فیلم هارو هم حذف کنید وگرنه بد میبینید!
^چطور مثلا اگول پگولی؟!
جونگکوک کتش رو دراورد و مشتی به سر دسته ی طلبکار های تهیونگ زد،و درگیر دعوا شدن.
طلبکار ها همه خون خونی و زخمی شده بودن ولی جئون یک خراش هم برنداشته بود! بعدش گوشی رو از وسط با پاهاش نصف کرد و دست تهیونگ رو گرفت و سوار ماشین شد.
+زیادی لات بازی دراوردم مگه نه؟ حیحی،عادت اینکارا رو ندارم زیاد!!!!
تهیونگ فقط درحال تماشای صورت جونگکوک بود و به این فکر میکرد که چرا جونگکوک بهش کمک کرده بود؟!
+هی تو چته باز؟ _هی.هیچی شما خوبید؟ +من دعوا کردم ولی خراش هم ندیدم خودت رو ببین که کبود شدی!باید ببرمت بیمارستان!
تهیونگ که زبونش بند اومده بود چون اصلان جونگکوک رو مهربون ندیده بود و تا جایی که میدونست جونگکوک باید خشن باشه!
«درحال رفتن به بیمارستان»
به بیمارستان که رسیدند جونگکوک تهیونگ رو به اتاق پزشک برد تا معاینه بشه!
+اینو معاینه کنید!فقط زود من جلسه ی مهمی دارم که تهیونگ حتما باید همراه من باشه.
تهیونگ تازه متوجه شد و با خود فکر میکرد که
_ حتما بخاطر جلسه ای که باید باهم میرفتیم منو نجات داد و اورد بیمارستان!!!
بعد از تموم شدن معاینه جونگکوک و تهیونگ سوار ماشین شدند و به سمت شرکت حرکت کردند!
جونگکوک دیگه مهربون نبود!دوباره خشن شد. _من که نیدونستم بخاطر جلسه مهم باهام مهربون بود و منو برد بیمارستان...!


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۲۴)

dangers love (pt 4)صبح روز یکشنبه:«تهیونگ برای رفتن به سرکا...

dangers love (pt 3)روز در حال گذشتن بود و روبه اتمام خود! ج...

شکلات تلخ من 🍫(p26)ماشینی با سرعت حرکت می‌کرد که به ماشین جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط