{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این ابرها را

این ابرها را
من در قاب پنچره نگذاشته ام
که بردارم
اگر آفتاب نمی تابد
تقصیر من نیست
با این همه شرمنده توام
خانه ام
در مرز خواب و بیداری ست
زیر پلک کابوس ها
مرا ببخش اگر دوستت دارم
و کاری از دستم بر نمی آید

رسول یونان *
دیدگاه ها (۲)

عشق ایستادآن شب که افتادی...آسمان، بغض جنون کردگلوله بارید ا...

چه بگویم به لیلا...بگویم به لیلاتو رفتی ولی چهره توبا خانه چ...

به خاطر کندن گل سرخ اره آورده اید ؟چرا اره ؟ فقط به گل سرخ ب...

ای مرگ ! دشمنان مرا هیچ دیده ای ؟! ای خیمه بسته دور و بر دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط