{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❣به نام مادر❣

❣به نام مادر❣

پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...
داغ دید از من و تبخیر شد و حـرف نـزد

شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب
شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد

غصه میخورد که من حال خرابی دارم
از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد

وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد

صورت پر شده از چین و چروکش یعنی
مادرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد

❣درود بر تمامی مادران ایران زمین❣
دیدگاه ها (۶)

از کدام آغوش به تو می شود رسید؟ مرگ؟ زندگی؟خواب؟حرفی بزندارم...

یک شب بی صداتر از همیشه..... 😔

#خاص #زیبا #قشنگ

💜💋💋💜💋💋💜

۱آن روز صبح هوای بهار آنقدر خُنک بود که پنجره ها را بخار پوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط