{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در من زنی ست

در من زنی ست
که هرروز صبح
موهایش راسفت از پشت میبندد
به آینه نگاه نمیکند
یک عینک سیاه به چشم میزند
یک پیاده رو را در پیش میگیرد
و به خودش قول میدهد دیگر عاشق نشود..........
شب هنگام
از انتهای کوچه ای تاریک
زنی آهسته آهسته به خانه بازمیگردد
روبروی آینه مینشیند
باچشمانی پف کرده
موهای سیاه بلندش را شانه میزند
و به خاطره ای فکر میکند
که قرار نبود از راه برسد
اما رسید..........
دیدگاه ها (۲)

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁹آیلا آر...

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

𝖕𝖆𝖗𝖙1ساعت پنج و نیم صبح بود که لیسا چشم باز کرد.اتاقش کوچک ب...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

سناریو: ماه سرخ

در من زنی ست که هرروز صبحموهایش راسفت از پشت میبندد به آینه ...

هرروز در من زنی متولد میشود... که عاشقانه تر از دیروز دوستت ...

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده...!!برای شیطنت های بی وقف...

. دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شدهبرای شیطنت های بی وقفه،ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط