{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات و شونو پارت

ا~ت و شونو پارت ۴۱
ایزاوا و اندوار که با ال فور وان طرف بودند به دلیل اینکه نمیتوانستند از کوسه هایشان استفاده کنند مجبور بودند که انقدر دور شوند که از محوطه ی غیر فعال شدن کوسه خارج شوند. اما انقدر راحت نبود. ال فور وان جلوی انها را میگرفت.
_میدوریاااااااااا ههه
_ها..... بله
_ههه ههه ال.... فور وان ههه ههه ممکنه اونا رو ههه بک.. بکشه.
انگار تویا کل راه را دویده و از راز میدوریا خبر دارد.
_شوتو.... مراقب باش
شوتو از کوه های یخی تیز جاخالی میدهد و اطراف خود را با اتشش روشن میکند.شوتو گلوله های اتشی به سمت غلام پرتاب کرد ، او باز هم با دیوار یخی جلویش را گرفت و یخ اب شد. شوتو خونریزی هایی در دستان و پاهایش دیده میشود و نفس نفس میزند.
شاید فکر کنید ضعیف است اما کسی که ۴ ساعت جنگیده است خسته میشود.او دیگر نمیتواند از کوسه اش استفاده کند. زیرا خسته است.
_شوتو لطفا........تمومش کن.
_اهههههه ا~ت تو با اینکه میدونی دست بالا را من دارم از این پسره طرفداری میکنی تووووی......
یخی به شکل نوک مدادی به طرف ا~ت پرتاب کرد. ا~ت تکون نخورد. زیرا با خود میگفت اگر بمیرم شاید انها را ول کند.
دیدگاه ها (۰)

ا~ت و شوتو پارت اخرشوتو ا~ت را هل داد و دورش را اتیش زد اما ...

تموم شد خب قرار بود یه پایان خیلی بدتر بنویسم ولی گفتم شمام ...

ا~ت و شونو پارت ۴۰_خب خب دیگر بهتر است که به فکر جنگ خودمان ...

ا~ت و شوتو پارت ۳۹_هاهاهاهاهاها ............فرار!؟ چگونه میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط