{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی..

چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

#سعدی🐾
دیدگاه ها (۱)

‏یک روز می‌آیی که من، دیگر دچارت نیستماز صبر ویرانم ولی، چشم...

چه جای صحبتِ سال و مَه و بهار و خزان؟که دل ‌گرفته ام از روزگ...

عُمری مرا به مهر و وفا آزموده استداند من آن نی‌ام که کُنم رو...

کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر میکردیم از بهاری ، ب...

چو پرخاش بینی تحمّل بیارکه سهلی ببندد درِ کارزاربه شیرین‌ زب...

دیشبی با دلبرم سر کردم امّا در خیال بوسه ها چیدم از آن چشمان...

*برنامه امشب به یاد شهید سید علی خشوعی؛ که سر سفره عقد از هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط