{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نانوشته هایم بسیــارند

نانوشته هایم بسیــارند
 
مثــل بے قـرارے هایـم…

من سکـــوتم را

فریـــاد مے کِشــم
 
آخر این آشــوب درونـم

مــرا مے کُشــد...
دیدگاه ها (۳)

تنها این را میدانمکه'' دوست داشتنت ''لَحظهلَحظهلَحظه یِ زندگ...

ناگهان صبح می شود و تو می آیی با لبخندِ خورشیدبوسه های گرم ت...

تو را بہ یمن دیدنش چہ وعده هــــــــــا ڪه داده امو...

....

آخر این حرفایِ ناگفته آدمیزاد را ذره ذره می کُشد

جای تو خالیست، در تنهایی هایی که مرا تا عمیق ترین دره های بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط