{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر آیسان مسگری

شاعر آیسان مسگری

الا یا ایها الساقی

بده مرا جام شرابی

کز شوق دیدار یار

بنوشم و بخندم سرمست و خوشحال

چو شدم مست و بی بندوبار

کنم خود را از هر غمی رها

خوردم و خندیدم و شدم بی حال

حال وقت خواب است تا باشم فردا هوشیار

اه ای تو یار گر چه خوردم شرابی بسیار

اما بنگر که از شوق دیدار تو مانده ام بیدار

بیا با عطر تنت مرا بیهوش کن

بیا با ناز نفست مرا مدهوش کن

حتم دارم چو در خواب روم میبینم تو را

که در آغوشم گرفتمت تو را

میروم از این سو به آن سو
دیدگاه ها (۱)

the first lie

Iove and the moonPart18ویو یونا صبح با درد شدیدی از خواب بی...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۶فلش بک به حال نامجون : ا.تتتتتتت این ل...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:3بادا«نویسنده...

#ارباب‌سنگدل #پارت_10ویوی ا.ت : با دردی تو کل بدنم از خواب ب...

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

پارت. 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط