عطر چشمانت چو ناز سرخ لبهایت
عطر چشمانت چو ناز سرخ لبهایت
دوباره بر تن بی روح من بارید
تا که من از من جدا گردم
و در آغوش سبزت یک نفس
عاشق شدن را با تمام اشک و لبخندش
به پای ماهی این قلب دریایی بریزم
تا تو پیچک وار میان لحظه هایم
مست-نفس را با منی دیوانه و مجنون
بخوانی و میان برزخ دیروز و امروزم
بدانی تا که هستم تا که هستی
دوستت دارم
امشب آنقدر تن گرم خیالت را
به تنگام آغوش مستم می فشارم
تا جهان و همه ی آدمیان کور شوند
و بدانند که تو از جنس نفسهای منی
دوباره بر تن بی روح من بارید
تا که من از من جدا گردم
و در آغوش سبزت یک نفس
عاشق شدن را با تمام اشک و لبخندش
به پای ماهی این قلب دریایی بریزم
تا تو پیچک وار میان لحظه هایم
مست-نفس را با منی دیوانه و مجنون
بخوانی و میان برزخ دیروز و امروزم
بدانی تا که هستم تا که هستی
دوستت دارم
امشب آنقدر تن گرم خیالت را
به تنگام آغوش مستم می فشارم
تا جهان و همه ی آدمیان کور شوند
و بدانند که تو از جنس نفسهای منی
- ۱.۷k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط