{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندارم   باور   این   گونه  بماند

ندارم   باور   این   گونه  بماند
قناری   بر  دل   ویرانه  خواند
به ویرانه فقط هوهوی جُغداست
چه کس از غنچه ای بلبل براند؟
خودم دیدم که با نای جگر سوز
هزاران  مُرده   بر باغش  کشاند
فروزان  نور خورشیدی نظرکُن
نظر کن کوچه  در باغش چراند
دیدگاه ها (۳)

تمام کوچه را رفتم، شبی بازو به بازویتدلم می‌خواست خان باشی و...

من خیس ِ باران باشم و در را برویم وا کنی عطر ِ تمشک و پونه ر...

وقتِ لب وا کردن و از دل تمنا کردن استدست بر دامن ...

تو را  دیدم  ندیدی  نیمه جانتنشسته   گَردِ  پیری   بر   لبان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط