{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت
عشق های بی صدا را پس گرفت

یا ورق زد کودکی را باز هم
روزهای با صفا را پس گرفت
.
روی بودن یا نبودن خط کشید
لطف بی حدّ خدا را پس گرفت

بار دیگر یک غزل را کوک کرد
قصه های آشنا را پس گرفت

انتهای عشق را ول کرد و رفت
ابتدای ماجرا را پس گرفت

پرسه زد در کوچه ی دیروزها
باز آن حال و هوا را پس گرفت.
دیدگاه ها (۱)

‌ نفسم نفس بیاور که دگر نفس ندارمبه هوای دیدن تو سر هیچکس ند...

" قــــــــــلبم " خصـــوصی ترینجـــای دنیـــاے دلتنگـــــی ...

ای در دل من، میل و تمناهمه تو !وَندر سر من،مایه ی سوداهمه تو...

ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻻﯾـﮏ ﮐــﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔـــــﺘﻨﺪ ﺯیﺒﺎ ﺑﻮﺩ . ﻧﻤـــــﯿﺪﺍﻧﺴ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت دوتابستان که شد، ناروتو فقط احساس راحتی کرد. دوری از سا...

اتاقی قدیمی-پارت-۲مدریا به پنجره ی کنار میزش خیره شد . او کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط