{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل رویایی من

آیدل رویایی من
پارت ۴

ته : باش داداش بای

کوک ویو
پاشدم رفتم یکم جاجانگمین درست کردم بعدش رفتم ات رو بیدار کنم

کوک : نونا
ات : ...‌‌‌‌‌‌...........
کوک : نونا ی خوشگلم
ات : .........
کوک : نونا نمیخوای بیدارشی
ات : اوپا فقط پنج دقیقه ( خوابالو)
کوک : خب پاشو شام بخور و بخواب
ات : باشه الان میام

ات ویو
پاشدم رفتم دستشویی کارای لازمو انجام دادم رفتم پایین

ات : اوووم داداشی چه بویی راه انداختی باح باح
کوک : نوش جونت


پرش زمان به فردا صبح
ات ویو
از خواب پاشدم رفتم دستشویی دست و صورتمو شستم کارای لازمو انجام دادم رفتم پایین داشتم صبحونه درست میکردم که احساس کردم یکی بغلم کرد برگشتم دیدم کوکه

ات : عااااا..... صبح بخیر داداش
کوک : صبح بخیر نونا

صبحونمون رو خوردیم و داداش گفت امروزم بیا کمپانی منم رفتم وقتی رسیدیم جیمین صدام کرد و بهم گفتم

موچی : ات من عاشق شدم
ات : وای واقعا ( ذوق)
موچی : آره ولی نمیدونم چطوری بهش بگم گفتم از تو کمک بگیرم کی بهتر از تو
ات : اول مرسی دوم رک و راست بهش حستو بگو ناراحت هم نشو اگه ردت کرد یکی بهترشو پیدا میکنی
موچی : ممنون ات ‌‌‌‌........... خب ات
ات : بله
موچی : با من قرار میزاری
ات :(تو شکه) م....م....من
موچی : آره ولی نمیخوام الان جواب بدی وقتی فکراتو کردی بهم بگو ( رفت)


ات ویو
وات الان چی شد ( بچم هنوز تو شکه)
رفتم پیش اعضا بعد چند دقیقه رفتم دست شویی وقتی اومد بیرون تهیونگ گفت بیا کارت دارم باهاش رفتم که

ته : ات از لوس بازی خوشم نمیاد میرم سر اصل مطلب
ات : بگو
ته : من عاشقتم بامن قرار میزاری؟
ات : ببببلهههه
ته : آروم
ات : اوپا م....م...من باید فکر کنم
ته : باشه منم نخواستم الان جواب بدی

ات ویو
باورم نمیشه تو یه روز دو نفر بهم اعتراف کردن

پرش زمان به چند روز بعد
ات ویو
دیگه هر روز با داداش میرفتم کمپانی مثل همیشه تو کمپانی بودم که یکی منو چسباند به دیوار ته بود که.......

خمارییییی

شرطا :
لایک : ۶
کامنت : ۳


دیگه شرطا کمه
دیدگاه ها (۴)

پروفایل جدید گمم نکنیدااا

هانییییییییی تولد مبارک. 👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏

سناریو بی تی اس

بچه ها نظرتان چیه از استری کیدر فعالیت کنم ؟؟؟؟؟

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

فیک بازی با عشق پارت 3ته: تو افکارم بودم که خوابم برد صبح با...

part29 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گفتن که فردا صبح به مقصد می‌رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط