{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خودم امدم انگار؛ تویی در من بود

به خودم امدم انگار؛ تویی در من بود
این كمی بیشتر از دل
به كسی بستن بود...

#علیرضا_اذر
دیدگاه ها (۰)

صبح ها...یکی از خاطراتتکه بیشتر از همه دوستش دارمبرایم شعر ج...

پرسید، “وقتی غمگینی چطور می‌خندی؟” گفتم، به کسانی که دوستشان...

آهستهآرام،دستت را بر من بگذارو همچون روزگارتمرا سخت مفشارکه ...

پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوف...

به خودم آمدم انگار تویی در من بود🌸این کمی بیشتر از دل به کسی...

تمام عمر خواستم دل کسی را نشکنم ولی...بیشتر از همه دل خودم ش...

و این دل غیر از تو خواهان کسی نیست انگار برای دوست داشتن فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط