{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهسته

آهسته
آرام،دستت را بر من بگذار
و همچون روزگارت
مرا سخت مفشار
که در میان انگشتانت در هم می شکنم
بیش از این نزدیک میا
بیش از این دور مرو ...


#غاده_السمان
دیدگاه ها (۰)

به خودم امدم انگار؛ تویی در من بوداین كمی بیشتر از دل به كسی...

صبح ها...یکی از خاطراتتکه بیشتر از همه دوستش دارمبرایم شعر ج...

پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوف...

شبها که سکوت است و سکوت است و سیاهیامواج نوای تو به من میرسد...

در سرهای بچه داری پارت ۸

رز آبی پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط