{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
در نبردے تن بہ تن
قربانے عشقت شدم
این تمام بودنم
پاشیدہ شد از جان و تن
سر فرو بستم
خموشے آمد و جانم برفت
لحظہ اے را گویم اینڪہ دل تو را نامید
من...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۲)

..باید ڪہ میفهـمیدم اینجاسمت تومهـتاب نیستلااقل چشم ڪسیاز دو...

..تو رو انتخاب نڪردمڪہ بشے بهـاے دردمڪہ تمومہ لحظہ هـاموپے ب...

..من تقاضا میڪنماینڪہ تمنایم ڪنیدست بردار از اینذڪر نیازم نی...

..خوابت رو دیدماینڪہ برگشتے دوبارهـاینڪہ چشاتدلتنگیہ چشمام و...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پارت ۸ شاهزداه قصر سیاه

p13صبح روز بعد، هنوز هوا تاریک بود.عمارت در سکوت فرو رفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط