{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبر دل را چه کنم ، چون تو قرارم باشی

صبر دل را چه کنم ، چون تو قرارم باشی
دیدگانم چه شود ، اشک بهارم باشی

غم عشقت که چنان ، طاقتی از جانم برد
آه... از لحظه ی غم ، گر تو کنارم باشی

چشم،بر دیده ی تو ، تا که مگر از نگهت
بوسه باران غزل ، بر شب تارم باشی

عشق ، تنها اثری بر دل عاشق باشد
طرحی از نور کشم،چون تو نگارم باشی

دست در دست تو و آبی احساس غزل
شور شیدای غزل ، مونس و یارم باشی

می نویسم به دلم ، آبی احساس تو را
آه...ای ماه بتاب ، مطلع شعرم باشی
دیدگاه ها (۳)

امشَب بَغلَم کُن کَمے آرام بِگیرَمآنقَدر فِشارَم بِدِه اَصلا...

"تـــــ❤ ـــــو"ڪنــــــــــارم باشے.. من انقدر میخندم که مب...

‌دوست دارم کہ شبے باتو فرارے بشوممڹ سرمازده،از عشق بهارے بشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط