{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر گفت : یه لیوان از کابینت بردار

پدر گفت : یه لیوان از کابینت بردار

پسر : خب

پدر : بندازش زمین

پسر : خب


پدر : شیکست؟؟

پسر : نــه
.
.
زهرمار، از اون ایرانیا بردار میخام نصیحتت کنم...خووووو بیشعوووور¡¡¡¡

خخخههه
دیدگاه ها (۱۱)

,زن ها میتوانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند ... آواز بخوانند.....

جای پایت را جای دستت رامی بوسمشاید اینجاشاید آنجاشاید ...شای...

مجددا میپرسمگوره خره خیلی خرهشیره گورخرهگور شیره خیلی خرشیره...

مجبوووره مجبووربه پیییر به پیغمبر مجبووورههههههچیکارش داری...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

داستان عشق تک نفره

وقتی نصف شب …

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

پارت ۳۰

ساخت خودمه 😭خب پچه ها میخوام پارت یک باد و ماه رو تو همین پس...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط