{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق یه مافیا شدمpart

عاشق یه مافیا شدم(part6)

*جونگکوک ویو
+وای خیلی خوب بود(خنده)
_ای بابا بسه دیگه
+باشه باشه دیگه نمیخندم
+بریم بخوابیم؟
_نه من خوابم نمیاد
+پس چیکار کنیم
*ا/ت ویو
تا گفت بریم بخوابیم ذهنم رفت سمت قانونا که باید شبا پیشش بخوابم واییییی
_بریم گیم بزنیم
+الان اخه
_اره
+باشه ولی یه دست چون من خستم
رفتیم گیم زدیمو تموم شد
+حالا اجازه هست بریم بخوابیم
_نه
+هیسس ساکت دیگه چرا اصن از تو دارم اجازه میگیرم بیا ببینم خوابم میاد کوچولو
یهو دیدم جونگکوک منو براید استایل بغل کردو برد سمت اتاق
گذاشتتم رو تخت و خودش رفت و تیشرتشو در اورد و یه شلوارک پوشید
_تتو هات قشنگن
+اوه اره میدونم
_میگم مغروری میگی نه
+خب تتو هام قشنگن مگه دروغه
_معنی خاصی دارن
+نه همینحوری زدم
_اها
+خب بخواب دیگه
_باشه
پشت بهش دراز کشیدم ولی اون منو از کمر گرفت و به خودش نزدیک کرد و سیاهی مطلق.ـ
ادامه دارد...
شرطا:
۱۷ لایک
راستی بَنِر فیک عوض شده
دیدگاه ها (۹)

تایپ تون

وینی..

팝댄스...

ویو ۱۲آماده شدم و دارم میرم آدرسی که جونگکوک گفته بودرسیدم و...

برادر ناتنی بد 🎀p¹⁵جونگ کوک آمد خونه +جونگ کوک تویی._/خنده/+...

شروعی دوباره پارت ۱۴.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط