پارت اخر فیک مافیا کره
پارت ۵ ( اخر ) فیک مافیا کره
رسیدن به کافه و تهیونگ رو دید
ات : سلام آقای کیم
تهیونگ: سلام خانم چاگیا
نشستن و کلی راجب پرونده حرف زدن و تهیونگ گفت
تهیونگ : خانم چاگیا میدونم خیلی زوده و خیلی بده ولی من بهتون علاقه مند شدم
ات تو شک بود و نمی دونست چی بگه و گفت
ات : منم دوستون دارم
تهیونگ : تهیونگ رفت و ات رو بغل کرد و باهم یک خانواده خوشبخت شدن و دوتا بچه دارن لنا و لونا و ازدواج کردن
بچه ها حالم خیلی بده ببخشید ولی چیزی به ذهنم نمی رسه و اگه طولانی میشد خوب نمی شد ببخشید که خوب نمی دونستم براتون پارت بذارم ولی یک چند پارتی میخوام بذارم که درخواستی هست 💗💞🥺😭
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
رسیدن به کافه و تهیونگ رو دید
ات : سلام آقای کیم
تهیونگ: سلام خانم چاگیا
نشستن و کلی راجب پرونده حرف زدن و تهیونگ گفت
تهیونگ : خانم چاگیا میدونم خیلی زوده و خیلی بده ولی من بهتون علاقه مند شدم
ات تو شک بود و نمی دونست چی بگه و گفت
ات : منم دوستون دارم
تهیونگ : تهیونگ رفت و ات رو بغل کرد و باهم یک خانواده خوشبخت شدن و دوتا بچه دارن لنا و لونا و ازدواج کردن
بچه ها حالم خیلی بده ببخشید ولی چیزی به ذهنم نمی رسه و اگه طولانی میشد خوب نمی شد ببخشید که خوب نمی دونستم براتون پارت بذارم ولی یک چند پارتی میخوام بذارم که درخواستی هست 💗💞🥺😭
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
- ۷۱۵
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط