{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطعه ای بسیار لطیف و زیبا ،

قطعه ای بسیار لطیف و زیبا ،
باعنوان"بازی روزگار"

از زنده یاد، دکتر حسابی؛


بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم...
تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم ... ؛
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند. همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم. انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!؛
انسان های بزرگ دو دل دارند: دلی که درد می کشد و پنهان است، دلی که میخندد و آشکار است. همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد. عشق مانند نواختن پیانو است، ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی. دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم. ‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

تقدیم به همه آنانی که دوستشان داریم..
دیدگاه ها (۶)

به سلامتى كسايى كه مرهم شديم واسه درداشون نمك شدن واسه زخ...

بدترین درد اینه که ، مخاطب های گوشیتو چک کنی و بخوای با یکی ...

{{ یارب العالمین }}سسسلام وصد سسسلام به دوستای بامعرفت وبامر...

شب همگی بخیردوستان تافردایی دوباره بدرووووووود

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط