{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این است رسم روزگار

این است رسم روزگار
تو میمانی و این عقربه ی بی مرام
می گردد بی‌امان به دور این زمان
تو مانده ای درمانده در این میان
که هستم...!
چه می خواهم...!
چه کنم...!
می گذر و می‌گذرد و می گذرد
دیدگاه ها (۲۰)

این نوع زندگی که ما امروزه داریم زندگی نیست، رکود است. مرگ د...

اصل اساسی و مهم در اینه که بتونی با شجاعت تمام، تنهایی رو بپ...

درد من حصار بركه نيست!درد من زيستن با ماهياني است كه فكر دري...

داغی در سینه مانده که نه با گذر زمان سرد می‌شود، نه با اشک آ...

واهم که این قلب آزرده را با دستان خویش به مغاک فراموشی سپارم...

maryam :دلتنگیهمان فاصله‌ی کوتاهی‌ستمیان «هستم»و «کاش بودی»؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط