{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

هیچ کس از من مراقبت نکرد مثل تکه یخ عریانی که وسط آفتاب د

هیچ کس از من مراقبت نکرد مثل تکه یخ عریانی که وسط آفتاب داشتم ذره ذره آب میشدم و حتی یک نفر هم حواسش به من نبود

سرسخت به نظر میرسیدم و میشد روی من حساب کرد؛ در حقیقت اما شکننده تر از آنی بودم؛ که زیر آن همه فشار و اندوه یکه و تنها مقاومت کنم و نشکنم.

+

به ظاهر ایستاده بودم اما از درون مدتها بود که فرو ریخته بودم
دیدگاه ها (۰)

مرا در جایی پیدا کن که جمعیت کمتر باشد آسمان آبی باشد و باد ...

.روزگار بوی جنگ می داد؛ قلب او بوی زندگی دستانم سرد بودند قل...

در گوشه ای پنهان از دلش امیدی موذی و وسوسه گر همچنان کمین کر...

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت دهم---صخره. همان صخره.ایتاچی مسیر را از حفظ بود؛ هر ریش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط