امشب که نشستم و "نود" می دیدم..
امشب که نشستم و "نود" می دیدم..
کشتیّ و جودو، مشت و لگد می دیدم..
این تکل خطا نبود و آن کرنر بود..
او پای مرا به عمد زد، می دیدم..
داور که طرفدار حقیقت باشد..
این بار طرفدار "عدد" می دیدم..
آنها همه مشغول دغلبازی و من..
در پشت نقابشان حسد می دیدم..
من در عوض دیدن آیات خدا..
هی صحنه منشوری و بد می دیدم..
ای کاش نمی نشستم و تا دم صبح..
از ماه و ستاره ها رصد می دیدم..
ای کاش شبی برای یک سفره عقد..
از حیدر و همسرش مدد می دیدم..
کشتیّ و جودو، مشت و لگد می دیدم..
این تکل خطا نبود و آن کرنر بود..
او پای مرا به عمد زد، می دیدم..
داور که طرفدار حقیقت باشد..
این بار طرفدار "عدد" می دیدم..
آنها همه مشغول دغلبازی و من..
در پشت نقابشان حسد می دیدم..
من در عوض دیدن آیات خدا..
هی صحنه منشوری و بد می دیدم..
ای کاش نمی نشستم و تا دم صبح..
از ماه و ستاره ها رصد می دیدم..
ای کاش شبی برای یک سفره عقد..
از حیدر و همسرش مدد می دیدم..
- ۱.۰k
- ۲۱ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط