{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دلم چیزی ویران شده، چیزی که نمی‌دانم چیست و اضطراب و د

در دلم چیزی ویران شده، چیزی که نمی‌دانم چیست و اضطراب و دل‌شوره مثل مِهی در ته درّه‌ای بی‌ آفتاب جایش را گرفته است. باید خودم را بالا بکشم ، به‌ سوی روشنایی سبز و چشم‌اندازهای دور.

شاهرخ مسکوب - روزها در راه
دیدگاه ها (۱)

😶😶😍

ما که اینجوری نبودیم...یعنی حالمون خوب بود!

چرا باید به چیزی که هیچ چیزش انتخاب خودمون نبوده تن بدیم؟؟ ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

⁰⁰ : ⁰⁰..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبوهی از اح...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط