که یهو
که یهو
جونگ هی امد گفت
نکته بچها این بیهوشیه برای ۲۰ دقیق بیشتر نیست
" باید انتقادم بگیرم ازت مستر ک
ویو ته
دیدم اون عوضی داشت حرف مفت میزد پس یک گلوله حرومش کردم گفتم
_ خودتم برو پیشش نیشخند
راه افتادیم رفتیم خونه کوک گذاشتم روی تخت به دکتر سوکجین زنگ زدم بعد ۳ مین رسید سریع رفت تو اتاق که کوک داخلش بود ات هی داشت گریه میکرد و رو عصابم بود که بهش گفتم
_ ساکت شو دیگهههههه عربده
دیگه هیچی نگفت گریه خودشو نگه داشت جیمین نشست بود بهم چشم غره میرفت که یهو دکتر امد گفت علامتش /
خداراشکر به خیر گذشت اگر ۱ دقیق دیر میرسید الان امیدی نبود
_ د دکتر الان حالش خوب
/ بله بهتر ولی خیلی باید مراقبش باشید و برای ۱ ماه کار نکن
_ ب ب بله مواظبش هستم
/ خوب ارباب من باید برم
_ برو
ویو ات
خیلی حالم بد بود بخاطر من بود که جونکوک اینجوری شده بود واقعا خیلی حالم بد خیلی بهتر برم بهش سر بزنم به بابا گفتم
+ کیم میتونم برم جونکوک ببینم سرد
_ از کیه شدم کیم نیشخند برو
رفتم دیدم به هوش امد سرعت بغلش کردم که گفت اخ سریع جدا شدم فهمیدم چیکار کردم گفتم
+ ببخشید بغض
@ اشکال نداره پرنسسم لبخند
+ عمو ببخشید همش تقصیر من بود گریه
@ نه نه تقصیر تو نبود تقصیر اون عوضی سانگ ها بود
+ چرا همش تقصیر خودم بود اگر منو ندزید بود بخاطر من نمیومدی اینجوری بشی گریه
@ عزیزم مگه خودت خواستی دزدید بشی بعدشم برام عادیه اون باباتم زیادی شلوغش کرد کیوت اخم
_ اهاااا پس من شلوغش کردم جعون
@ ه ها نه چیزه تو ترسیده کیوت
_ خنده
@ کیم چرا میخندییی کیوتتتت
_ باشه باشه
* بدون من چیکار میکردیننننن هاااااااااا خنده
ویو ته
داشتیم حرف میزدیم که جونکوک میخواست بلند بشه که جیمین داد زد
* جونکوک اگر بلند بشی خودم با دستای خودم میکشمت بتمرگ سر جاتتتتتتتتتتتتتتت داددد
@ باشه باشه اروم باشه خنده رو اعصابی منظورم بگیرن دیگه😂🤏
ویو ات
واقعا حالم بد بود بلند شدم میخواستم برم که بابا گفت
_ ات باید حرف بزنیم جونکوک بخدا اگر بلند شی .... جیمین حواست بهش باشه
* باشه تو برو با پرنسست بحرف چشمک
_ اگگگگگگ
ویو ته
باید باهاش حرف بزنم گه چرا بهم گفت کیم واقعا رو اعصاببببببب
رفتیم تو اتاق در بازه کردیم رفتیم نشستیم که گفتم
_ خوب ات چرا باهام سرد شدی چیشد ؟
+هیچی بابا ببخشید خیلی اعصابم خورد بود اصلا نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم یا چی میگم ببخشید سرش پایین
ه اشکال نداره لبخند کم رنگ ولی دیگه تکرار نشه برو بخواب فردا درمورد اینکه چیشد چیکار کرد ن اونا حرف میزنیم لبخند
+ ب باشه ممنون لبخند فیک
ویو ات رفتم تو اتاقم اتاق کن نه زیر زمین رفتم خوابیدم
پرش به فردا
با سرو صدا کسی بیدار شدم رفتم درو باز کنم که یهو
راستی من اصلا شرط نمیزارم ولی تمام فیک نویسا میزارن واقعا من خیلی خوبم😌🤌
میدونی چقدر خماری دلش براتون تنگ شدددد
خماری🥹
جونگ هی امد گفت
نکته بچها این بیهوشیه برای ۲۰ دقیق بیشتر نیست
" باید انتقادم بگیرم ازت مستر ک
ویو ته
دیدم اون عوضی داشت حرف مفت میزد پس یک گلوله حرومش کردم گفتم
_ خودتم برو پیشش نیشخند
راه افتادیم رفتیم خونه کوک گذاشتم روی تخت به دکتر سوکجین زنگ زدم بعد ۳ مین رسید سریع رفت تو اتاق که کوک داخلش بود ات هی داشت گریه میکرد و رو عصابم بود که بهش گفتم
_ ساکت شو دیگهههههه عربده
دیگه هیچی نگفت گریه خودشو نگه داشت جیمین نشست بود بهم چشم غره میرفت که یهو دکتر امد گفت علامتش /
خداراشکر به خیر گذشت اگر ۱ دقیق دیر میرسید الان امیدی نبود
_ د دکتر الان حالش خوب
/ بله بهتر ولی خیلی باید مراقبش باشید و برای ۱ ماه کار نکن
_ ب ب بله مواظبش هستم
/ خوب ارباب من باید برم
_ برو
ویو ات
خیلی حالم بد بود بخاطر من بود که جونکوک اینجوری شده بود واقعا خیلی حالم بد خیلی بهتر برم بهش سر بزنم به بابا گفتم
+ کیم میتونم برم جونکوک ببینم سرد
_ از کیه شدم کیم نیشخند برو
رفتم دیدم به هوش امد سرعت بغلش کردم که گفت اخ سریع جدا شدم فهمیدم چیکار کردم گفتم
+ ببخشید بغض
@ اشکال نداره پرنسسم لبخند
+ عمو ببخشید همش تقصیر من بود گریه
@ نه نه تقصیر تو نبود تقصیر اون عوضی سانگ ها بود
+ چرا همش تقصیر خودم بود اگر منو ندزید بود بخاطر من نمیومدی اینجوری بشی گریه
@ عزیزم مگه خودت خواستی دزدید بشی بعدشم برام عادیه اون باباتم زیادی شلوغش کرد کیوت اخم
_ اهاااا پس من شلوغش کردم جعون
@ ه ها نه چیزه تو ترسیده کیوت
_ خنده
@ کیم چرا میخندییی کیوتتتت
_ باشه باشه
* بدون من چیکار میکردیننننن هاااااااااا خنده
ویو ته
داشتیم حرف میزدیم که جونکوک میخواست بلند بشه که جیمین داد زد
* جونکوک اگر بلند بشی خودم با دستای خودم میکشمت بتمرگ سر جاتتتتتتتتتتتتتتت داددد
@ باشه باشه اروم باشه خنده رو اعصابی منظورم بگیرن دیگه😂🤏
ویو ات
واقعا حالم بد بود بلند شدم میخواستم برم که بابا گفت
_ ات باید حرف بزنیم جونکوک بخدا اگر بلند شی .... جیمین حواست بهش باشه
* باشه تو برو با پرنسست بحرف چشمک
_ اگگگگگگ
ویو ته
باید باهاش حرف بزنم گه چرا بهم گفت کیم واقعا رو اعصاببببببب
رفتیم تو اتاق در بازه کردیم رفتیم نشستیم که گفتم
_ خوب ات چرا باهام سرد شدی چیشد ؟
+هیچی بابا ببخشید خیلی اعصابم خورد بود اصلا نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم یا چی میگم ببخشید سرش پایین
ه اشکال نداره لبخند کم رنگ ولی دیگه تکرار نشه برو بخواب فردا درمورد اینکه چیشد چیکار کرد ن اونا حرف میزنیم لبخند
+ ب باشه ممنون لبخند فیک
ویو ات رفتم تو اتاقم اتاق کن نه زیر زمین رفتم خوابیدم
پرش به فردا
با سرو صدا کسی بیدار شدم رفتم درو باز کنم که یهو
راستی من اصلا شرط نمیزارم ولی تمام فیک نویسا میزارن واقعا من خیلی خوبم😌🤌
میدونی چقدر خماری دلش براتون تنگ شدددد
خماری🥹
- ۳۶۳
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط