یک روز چنگیز ودربا ریانش برای شکار به جنگل رفتند . . . .
یک روز چنگیز ودربا ریانش برای شکار به جنگل رفتند . . . .
هوا خیلی گرم بود وتشنگی داشت چنگیز ویارانش را ازپا درمی آورد . . . .
بعد ازساعتها جستجو جویبار کوچکی دیدند . . . .
چنگیز شاهین شکاریش را به زمین گذاشت ،
وجام طلایی را در جویبار زد و خواست آب بنوشد ،
اما شاهین به جام زد و آب بر روی زمین ریخت . . . .
برای بار دوم هم همین اتفاق افتاد . . . .
چنگیز خیلی عصبانی شد و فکر کرد اگر جلوی شاهین رانگیرم ،
درباریان خواهندگفت :
چنگیز جهان گشا نمیتواند از پس یک شاهین برآید . . . .
پس این بار باشمشیر به شاهین ضربه ای زد . . . .
پس از مرگ شاهین چنگیز مسیر آبرا دنبال کرد ،
ودید که ماری بسیار سمی در آب مرده و آب مسموم است . . . .
او از کشتن شاهین بسیار متاثرگشت . . . .
مجسمه ای طلایی از شاهین ساخت ،
بر یکی از بالهایش نوشتند:
یک دوست همیشه دوست شماست ،
حتی اگر کارهایش شما را برنجاند . . . .
روی بال دیگرش نوشتند:
هرعملی که از روی خشم باشد محکوم به شکست است . . . .
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم ،
گر چه در خویش شکستیم صدایی نکنیم . . . .
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ،
گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم . . . .
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ،
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم . . . .
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ،
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم . . . .
هوا خیلی گرم بود وتشنگی داشت چنگیز ویارانش را ازپا درمی آورد . . . .
بعد ازساعتها جستجو جویبار کوچکی دیدند . . . .
چنگیز شاهین شکاریش را به زمین گذاشت ،
وجام طلایی را در جویبار زد و خواست آب بنوشد ،
اما شاهین به جام زد و آب بر روی زمین ریخت . . . .
برای بار دوم هم همین اتفاق افتاد . . . .
چنگیز خیلی عصبانی شد و فکر کرد اگر جلوی شاهین رانگیرم ،
درباریان خواهندگفت :
چنگیز جهان گشا نمیتواند از پس یک شاهین برآید . . . .
پس این بار باشمشیر به شاهین ضربه ای زد . . . .
پس از مرگ شاهین چنگیز مسیر آبرا دنبال کرد ،
ودید که ماری بسیار سمی در آب مرده و آب مسموم است . . . .
او از کشتن شاهین بسیار متاثرگشت . . . .
مجسمه ای طلایی از شاهین ساخت ،
بر یکی از بالهایش نوشتند:
یک دوست همیشه دوست شماست ،
حتی اگر کارهایش شما را برنجاند . . . .
روی بال دیگرش نوشتند:
هرعملی که از روی خشم باشد محکوم به شکست است . . . .
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم ،
گر چه در خویش شکستیم صدایی نکنیم . . . .
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ،
گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم . . . .
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ،
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم . . . .
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ،
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم . . . .
- ۱.۱k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط