{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بودی و می دیدی کار من به کجا کشیده ...

کاش بودی و می دیدی کار من به کجا کشیده ...

مدتیست این ادمهای اطرافم از من خواسته ی غیر ممکن دارند...

از من می خواهند تو را فراموش کنم...فراموش...

اصلا من نمی دانم فراموشی یعنی چی؟...

اینها نمی دانند نفسهای من وابسته به نفسهای توست...

اگر تو را فراموش کنم ،

دیگر نفس های من باز دمی نخواهد داشت...

من که گله ای ندارم...

از این دلتنگی...

از این دوری...

از این نخواستن ها....

من که به بودن تو قانع ام...

به نفس کشیدنت...

به خندیدنت...

به خوب بودنت...

خوشبختی تو رو خواستن...

خواسته ی زیادیست عزیز من؟......

من با تو به خدا رسیده ام...

حال از من می خواهند فراموشت کنم...

خنده دار است...

فراموش کردن تو یعنی فراموش کردن خدا.....

سهم من از عشق تو رسیدن به خدا بود...

چه چیزی بالاتر از این...

این روزها من همچنان دوستت دارم...

بیشتر از دیروز...

کمتر از فردا...
دیدگاه ها (۵)

یک روز چنگیز ودربا ریانش برای شکار به جنگل رفتند . . . .هوا ...

این‌روزها بیش از هرچیز به شهادتِ این یک چیز فکر می‌کنم: "بال...

هیچ شباهتی به یوسف نبی ندارم . . . .نه زیبا هستم . . . .نه ر...

این روزها حالم خوب است . . . . !خوب ِ خوب . . . . !!!نه نشان...

«دلم نمی‌آید فراموشت کنم،نه اینکه نتوانم،نه اینکه ممکن نباشد...

پارت ۲۲

My NASTARAN

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط