{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمده بود بیمارستان

آمده بود بیمارستان
کپسول اڪسیژن مے خواست
برای مادرش
سرباز را صدا زدم ،ڪپسول را ببرد
نگذاشت!
هرچہ گفتم: امیر ، اجازه بفرمایید
قبول نڪرد
اجازه نداد
خودش برداشت
گفت: نہ خودم میبرم
برای مادرمہ

#صیاد_دلها
دیدگاه ها (۱)

🕊 صباحڪم بالخیر!ما را هم از رزق آسمانی تاننمکـ گیر ڪنید...✨ ...

#شهیدسیدمرتضی_آوینی : ڪسانے بہ امام زمانشانخواهند رسید،ڪہ اه...

خدا ..بہ صاحب الزمان صبر دهدزیرا او منتظر ماستنہ اینکہ ما من...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

جونگکوک: مادر من واقعا نمی‌خواستم به گذشته فکر کنی مروارید ت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط