{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟐
جیمین رفت خونش اما شوکه شد چون به کیوت ترین شکل ممکن میا با دهن پور نگاهش کرد...
_سلام جیمینی مرد رو ک.ش.ت.ی؟؟
جیمین محو کیوت بودن میا شده بود
_جیمین
*ها... بله
_چرا تو فکری میگم اونو چیکار کردین؟؟
*عامم... کارش تموم شد
_خوبه
*وایسا تو چرا موچی های منو برداشتی
_منو نبردی منم برداشتم
*بدون اجازه ؟؟
_گوشی که نمیزاری برام بهت زنگ بزنم شمارتو هم ندارم منم برداشتم
*هوفف
_حالا اشکال نداره بیا یه بسته هم برای خودت گذاشتم
*الان نمیخوام میرم لباس عوض کنم
_ اومم باشهه..
.....
میا دوباره به فیلم نگاه کرد که یهو جیغ کشید وجیغ میا باعث شد جیمین بترسه ...
*چیشدد
_عرررر همو بوسیدن چرااااااا من عاشق اینم چرا باید اینو ببوسه اخه
...
میا به جیمین نگاه کرد...
.
_ج.. جیمین
*اوه
( بالا تنه ی جیمین لخت بود )
_(خنده_)
*نخند بچه
_(خنده_)
....
جیمین سریع رفت تو اتاق و لباسشو عوض کرد و یه تیشرت سفید پوشید...
.........
جیمین از اتاق اومد و دید که میا دوباره داره فیلم میبینه که یهو تموم شد
_نههههه اخهه چرااا باید تموم بشهههه
*خب فردا ببین
_نمیخوام تا فردا ادم تو خماری میمونه
*(جیمین نتونست لبخندشو کنترل کنه)
_چرا میخندی
*همینجوری
_اهه اهه اهه( مثلا گریه 😂)
*بهتر شدی
_اره خوراکی هارو خوردم بهتر شدم
*اومم خوبه
_جیمین؟
*هوم؟
_چند سالته
*۲۳چطور
_اخه بهت میاد ۲۰ سالت باشه
*جونگکوک ۲۰ سالشه
_چح
*چت شد مگه بهش نمیاد
_چرا خیلی بهش میاد ولی رفتاراش نه
*مگه رفتاراش چشه
_نمیگم که بده منظورم اینه که انگار از تو بزرگ تره
*چی
_اهوم
*عجیبه
_حالا تو چرا انقد باهام مهربون شدی روز اول که قصد کشت منو داشتی
*عه چته انقد سوال میپرسی
_😒ایشش
من رفتم بخوابم
*شب بخیر
_شب توهم بخیر
......
میا رفت خوابید و جیمین اون بسته موچی که میا براش گذاشته بود رو برداشت
یه برگه روی موچی بود که توش نوشته شده بود....
_جیمینی میدونم موچی دوست داری چندتا از خودمو هم برات گذاشتم>ᴗ•
....
جیمین لبخندی زد و در موچی رو باز کرد و یکی از موچی هارو خورد ...
...
چند دقیقه ای گذشت و چشمای جیمین دیگه داشت سیاهی میرفت که سرش رو گذاشت روی میز خوابش برد....
نگته::توی اتاق کارش بود..
....
ویو صبح.
میا بیدار شد ولی جیمین نبود همه جارو گشت و اونو پیداش کرد
....
_چقد ناز خوابیده
میا پتو رو از اتاق اورد و روی جیمین انداخت..
_هعییی اگه اون کارو باهام نمیکرد شاید تا الان ازش خوشم میومد
...
میا از اتاق رفت بیرون و دید......
.....
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

بی منطق ترین فیلم هایی که میسازم 😂😂🤣عامم خب الان فهمیدم اوپا...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟏جیمین لباسش رو پوشیده که یهو میا صداش کرد...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓جیمین اومد خونه ولی میا نبود...*سلام میا ک...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟔میا از اتاق رفت بیرون و جیمین لباسشو عوض ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط