{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم
باده در چنگ تو رسواست به پیمانه قسم...

شمع در مکتب عشاق که شد چله نشین
سوختن را زمن آموخت به پروانه قسم...

چون پریشانی زلفت که کند رقص حریر
پیچ و تابی به دل انگیخته برشانه قسم...

تو همه سنگ شدی آینه دل گرچه شکست
باز افزود تو را جلوه به آینه قسم...

بی تو متروکه و بی رهگذرست کلبه من
با تو آباد شود کلبه به ویرانه قسم ...

گفت مجنون به جبین مهر جنونم نزنید...
عقل درمانده عشق است به دیوانه قسم
دیدگاه ها (۵)

آمدی ، گل در وجودم زاده شدبرگ برگِ خاطرم ، افتاده شدکوچ کردی...

سوخته را آتش زدن دیگر چه معنا میدهد...مرده راخنجر زدن یارب چ...

راضی ام با تو اگر سهم دلم غم بشود"!و بهشت من اگر با تو جهنم ...

ﺁﺧﺮ ﻗﺼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺮﺳﻢﺍﺯ ﺷﺒﺎﯼ ﺧﯿﺲ ﻣﻦ ،ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺮﺳ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط