یه گل کاکتوس قشنگ تو خونهام داشتم اوایل بهش میرسیدم ق

یه گل کاکتوسِ قشنگ تو خونه‌ام داشتم، اوایل بهش میرسیدم، قشنگ بود و جون دار، کم کم فهمیدم با همه بوته‌هام فرق داره، خیلی قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد..
منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه!
هر گلی که خراب میشد میگفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم. تا اینکه، یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خُشک شده، ریشه‌ءاش از بین رفته بود و فقط ساقه‌هاش ظاهرشو حفظ کرده بود، قوی ترین گلم رو از دست دادم چون فکر کردم قویه و مقاوم.
مواظبِ قوی ترین‌های زندگی‌هامون باشیم.
ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند، همیشه حامی‌اند، پشتمون بهشون گرمه و بهشون رسیدگی نمیکنیم، تا اینکه یه روز میفهمی اون قوی‌ها هم از بین میرن!
‎‌‎‌‎‌‎
دیدگاه ها (۱)

تو شمال به بابام‌ گفتم یه موقع که حواسم نیست یه عکس یهویی بگ...

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺑﺬﺍﺭﻡ " ﺍﯾﻨﻮ"ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺗﻠﻮ...

من موندم قبلا با حافظ چه طوری خداحافظی میکردندموقعه رفتن چی ...

آبادانی میره سربازی تو آموزشی بهش میگن اگه 3 تا دشمن اومدن س...

پارت 1

معشوقه دشمن P³⁶میدونی؛بعضی ادما توی خواباشون زندگی میکنن.وقت...

پشیمونی...پارت.۲۰ویو نویسندهتهون خندید و رو به جونگهی گفت:ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط