تو شمال به بابام گفتم یه موقع که حواسم نیست یه عکس یهویی

تو شمال به بابام‌ گفتم یه موقع که حواسم نیست یه عکس یهویی بگیر ازم بذارم پروفایلم
دقیقا موقعی که داشتم لای بوته ها میشاشیدم عکس گرفته بود 😂
دیدگاه ها (۱)

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺑﺬﺍﺭﻡ " ﺍﯾﻨﻮ"ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺗﻠﻮ...

تلخ ترین خاطره دوران بچگیم این بود:بابام شلنگ بدست دنبالم می...

یه گل کاکتوسِ قشنگ تو خونه‌ام داشتم، اوایل بهش میرسیدم، قشنگ...

من موندم قبلا با حافظ چه طوری خداحافظی میکردندموقعه رفتن چی ...

کیوت ولی خشن پارت ۲۴شب شد تو رفتی روی تخت دراز کشیدیا.ت تو ذ...

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیشپارت:۳ جیمین:هنو...

رمان در میان موهای نقره ای«پارت اول»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط