کهنه قماری است غزل ساختن

کهنه قماری است غزل ساختن
یک شبه ده قافیه را باختن

دست خراب است چرا سر کنم ؟
آس نشانم بده باور کنم

دست کسی نیست زمین گیری ام
عاشق این آدم زنجیری ام

شعله بکش بر شب تکراری ام
مرده ی این گونه خود آزاری ام

من قلم از خوب و بدم خواستم
جرم کسی نیست ، خودم خواستم

شیشه ای ام سنگ ترت را بزن
تهمت پر رنگ ترت را بزن

سارق شب های طلاکوب من
می شکنم می شکنم خوب من
دیدگاه ها (۱)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

شاهکاری به نام دروغ

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 10ویو هویج: سه روز از اون شب گذشته ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۸‌جونگکوک پوزخند در...

اسیر مافیا پارت ⁶ویو ا.ت معمولا من هر روز ساعت ۴:۵۴ بیدار می...

زیبای کوچک فریبکار

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

کُهنه قُماری اَستغَزَل ساختن ...!یک شَبه،دَه قافیه را باختَن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط