{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا.ت:باشه

ا.ت:باشه
ا.ت:اعه اخه چرا من این چه وعضش بچ(توذهنش)
بچه ها:(همه باهم خندیدن)
ا.ت:زهرماره🖐🏻🔪
پاشدم رفتم اماده شدم بعد رفتم واسه نمایش
(فلش بک به بعد نمایش)*میدونم کرم دورم*
نمایش تموم شد رفتم خونه خودم رو انداختم
رو تخت انقدر به این بقیه راجب اجرام چی گفتن
فکر کردم که خابم بورد
*صبح ساعت ۶:۰۰*
با الام ف**کی گوشیم بیدار شدم رفتم دست شوی
کارای مربوط رو انجام دارم اومدم تختم رو مرتب کردم
ساعت ۶:۲۵دقیقه بود یه روتین پوستی انجام دادم
اومدم رفتم صبحونه بخورم که داداشم گفت:
*داداش ا.ت رو د.ا میزارم*
د.ا:اجرا جچوری پیش رفتم
ا.ت:نمیدونم واسه چی میپرسی
د.ا:هیچی اخه دیروز داشتم میرفتم
شرکت که دیدم همکلاسی هات باهم حرف میزنن وایسادم
ببینم چی میگن
ا.ت:خب؟
د.ا:گفتن که اجرای که تو داشتی از هم قوی تر بود
ا.ت: باشه خب به پشمم
ا.د:*داره با تعجب نگاش میکنه*
ا.ت:من دیگه میرم دیرمه
ا.ت:بابای
بعدم رفتم کفش پوشیدم بدونه توجح به داداشم که داشت زر میزد
رفتم بیرون بو متور خودم رفتم وقتی متورو داشتم میبوردم پارک
کنم یکی خود بهم و بو متور خودم زمین پاشدم گفتم:
ا.ت:اخه مگه کور اسک..
ارسلان: توچرا نگاه نمیکنی کوری
ا.ت:ببین با همین متور زیرت میگیرما
ارسلان:باشه بابا توعم جدیدا خیلی
سگ شدی یا قبلا ادم بودی
ا.ت:الان ادم نیستم فرشتم
بعدم من زبون داشتم تو کور
بودی نمیدیدی
ارسلان:باش بابا تو خوبی من رفتم
ا.ت:بی ناموص خر*خیلی اروم*
یهو یه دست رو شونم حس کردم
که یکی گفت:
..:انقدر دیگه زیاد بیشتر رو نکن
ا.ت:نه حقشه تا اون باشه منو عذیت کنه😌
ارسام:تاحالا ا.ت سوجو ندید بودم😂
ا.ت:ارساااااام* داد که چه عرز کنم عربده*
خماری 😌🖐🏻🔪🍷
دیدگاه ها (۰)

خطاب به خانواد پدری و مادری🖐🏻🤌🏻🤌🏻🔪

*آرسام ویو*من هی فرار میکردم ا.ت هی میدوید دیگه خسته شدم یجا...

ا.ت: باشه قبوله😊ارسام :دیگه میتونیم بریم بیرون؟ا.ت:اره میتون...

خو گایز من برم نقاشیم رو بکشم بیام 🖐🏻🔪😁

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark②⑦رفتم داخل اتاقم از خوشحالی و هیجان نمیدونس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط