{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یوسف کنعان من، کنعان شعرم پیر شد

یوسف کنعان من، کنعان شعرم پیر شد
باز آی از مصر باور کن که دیگر دیر شد

درد هجرت چشم یعقوب دلم را کور کرد
پس تو پیراهن بیاور، ناله ام شب گیر شد
دیدگاه ها (۴)

مجنون را به محکمه ی عدل بردند ...گفتند: تــــــوبه ڪن...گفت...

‌‌‌‌‌‌‌واسه بودن کسی تو زندگیم باج نمیدم، هرکی دوسم داشته با...

محبوب همه باش...معشوق یکی... مهرت را به همه هدیه کن..‌.عشقت ...

من خیال خوب شدن ندارمتو خیالبرگشتن نداری؟! #محسن_صفری

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط